دفتر شعر
۲۰ شعر در این دفتر
ای خانه و ضمیر تو خورشید و تیر ملکای در نظام دور جهان دستگیر ملک
شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفادرگه حیدر کرار دوم صدر نعیم
دوش خوابی دیده ام پیرایه تعبیر آنصحنه ذات سپهر دولت و خورشید دین
خردم دوش در مراتب فکرگفت با ذروه ی سپهر برین
خدایگان صدور زمانه، مجد الملکزهی متابع درگاه تو سپهر برین
گرت باید که دریابی به تحقیقوگر خواهی که بشناسی به برهان
کید حسود اگر به مثل کوه آهنستبگدازد از مهابت چین جبین من
خمس و ثلث زوج و فردی را که ثلث خمس اوبی شک از حد عدد بیرون شود تنصیف کن
بنگار سبک دوازده، ده راوآنکه بدو جا دوازده گردان
ستوده شمس دین ای صبح لفظتبمهر از مشرق معنی دمیده
زهی بپای تفکر بسیط عالم غیبهزار بار بهر یک نفس بپیموده
ای جهانت بر جهانداری دلیلوی خدایت بر خداوندی گواه
فروغ دیده ی معنی شهاب دولت و دنیازهی صیت تو چون گردون جهان را بی سپر کرده
ای بصد برهان در بحث حقایق گردونتا نموده چو توز آغاز جهان برهانی
دو نتیجه است در جهان وجودغرض فیض علت اولی
دلم ز روح سحرگه سوال کرد به لفظیچنانکه آب خجل گشت از او به گاه روانی
زهی نوک کلک تو بحر معانیزهی لفظ عذب تو عقد لالی
ای غایت اندیشهٔ دانش سخنت رامی بوسم و می دارم چون دیده گرامی
زهی تیر لفظ ترا گاه معنیخرد ترکشی کرده و روح کیشی
پریرخی که سوم حرف نام او عددیستکه مال آن عدد او راست اول و ثانی