دفتر شعر
۵۰ شعر در این دفتر
پهلوان زمانه یار علیکه ز مرگش زمانه پر شورست
بخت ملک قاسم از الطاف حقچرخ بحکمش شد و او حکم است
خواجه لطف الله دارالضربی آن کام کرمکز مروت بر رخ ارباب حاجت در نبست
این گنج نهان که ذات عالی نسب استدر موهبتش میر محمد لقب است
دریغا از آن غنچه باغ دلکه مقصود ما بود و خوش زود رفت
مکن تکیه بر مسند عمر فانیکه سر رشته عمر بر بیوفایی است
جهان صورت و معنی نظام دین محمودکه قدوة العرفا بود و مفخر السادات
اجل بحکم الهی چو کوس رحلت زدگرفت ساز سفر مرسل فرشته صفات
محبا حبیب الله آن مظهر لطفسپهر شرف آفتاب سعادت
گل باغ دل میر محمود محرومکه نخل قدش مرگ برکند از بیخ
این گوهر پاک کو جهانگیر شودخاک قدمش غیرت اکسیر شود
رفت آخر از جهان آن نیکنامکز مروت تخم احسان می فشاند
ز عالم رفت آن شاه قلی نامکه با اقبال و دولت همنشین بود
در زمان عدل شاهنشاه عهدلطف یزدان این در دولت گشاد
نظامی نیست دنیا را دلا از عهد او بگسلمنه بر کار دنیا دل که دنیا بی ثبات آمد
رفت آخر از جهان میر اجلآنکه دایم لطف و احسان مینمود
خضرت میرزا علی کایزددر دولت بروی او بگشاد
ز عالم گر برون شد احمد آقانپنداری که نام نیک حک شد
ایکه اینجا میرسی گو رحمت حق تا ابدبر قوام الدین حسین بن سلیمانشاه باد
شکر کز همت فرخنده به توفیق الهعاقبت خانه اهل نظر این منزل شد
هر که آمد در وجود آخر برفتمهلت کس نیست در ملک وجود
آن کز غم او شمع چگل میسوزدرفت و دل خلق متصل میسوزد
تاج دین خواجه زاده اسماعیلکه گل از شاخسار عمر نچید
خواجه بسحاق پیر صاحبدلبود شمعی درین کهن فانوس