دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
ای آنکه ترا سوی رقیبان نگهستبیصورت حال تو دل من تبهست
ای آنکه غم تو دلخراش آمده استشده صورتت آن ملک که فاش آمده است
ای کز تو بتان چو لاله خونین جگرندنسرین و بنفشه رنگ و بوی از تو برند
ای کز کرمت خلق فرحناک بودبا لطف تو سیم و زر کم از خاک بود
ای سرو قد ماهرخ حور سرشتمست تو بهشت ابداز دست بهشت
ای آنکه رخ تو گل نشد همسر اودرویش تو پادشه بود چاکر او
ای گل که ترا چون من هزار افکارندهر گوشه ز نرگس تو صد بیمارند
ای آنکه سگت آب رخم نپذیرددر کوی تو صد گدا بحسرت میرد
ای حسن رخ تو نو بهار دل منامروز که زر فشان بود شاخ سمن
ای چشم تو ترسا بچه باده پرستعاله همه نرگس صفت از چشم تو مست
ای کز تو پری رخان صفا یافته اندصد خسته دل از لبت شفا یافته اند
ای آنکه ز شوق آهویت مجنونمدرویش توام ز پادشه افزونم