دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
حبذا عشق و حبذا عشاقحبذا ذکر دوست را عشاق
عاشقان ره به عشق میپوینددرس تنزیل عشق میگویند
بی جمال تو، ای جهان افروزچشم عشاق تیره بیند روز
دل ما، چون چراغ عشق افروختخرمن خویشتن به عشق بسوخت
دل من، چون به عشق مایل شدعشق در گردنش حمایل شد
آفت عاشقی نه از سر ماستاین بلا خود ز انبیا برخاست