دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
زمانی که قفقاز را روس بردز ایرانیان نام و ناموس برد
مخسب ای برادر که دزدان به خواببتازد برِ خفتگان با شتاب
شنیدم که سیمرغ پیروزگرچنین گفت با رستم زال زر
چو دانا به پایان رساند این سخنتهمتن نیوشید سر تا به بن
چو گفتار و اندرز پیر کهنتهمتن فرو خواند سر تا به بن
شهنشه چو این داستان کرد گوشدرون شد پر اندیشه و لب خموش