دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
ای هوای تو مونس جانممایهٔ درد و اصل درمانم
ای شده چشم جان من به تو بازاز تو در دل نیاز و در جان آز
ای غم تو مجاور دل منوز زمانه غم تو حاصل من
بود صاحبدلی به دانش و هوشدر نواحی فارس ترهفروش
عاشقی ترک خواب و خور کردهجای خود را ز گریه تر کرده
عاشق بیقرار، از سر دردبه ریا مدتی چو طاعت کرد