دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
باز آتش خور ساخت سمندر سرطان راافروخت چو آتشکده گلزار جهان را
دگر شد بهر سنجیدن برابر عدل دوران راز کافور و ز مشک روز و شب دو پله میزان را
وزد باد بهار احیای اموات گلستان راز انفاس مسیحی تازه سازد عالم جان را
ز خرگه فلک آتش نهفت دود سحابدرا به خرگه و آتش فروز از می ناب