دفتر شعر
۷ شعر در این دفتر
بیت القصیده همه خیل سخن ورانشه بیت جنس نظم همه مدح گستران
زهی به خامه قدرت مصور اشیاهزار نقش عجب هر زمان از او پیدا
حاجبان شب چو شادروان سودا افکنندجلوه در خیل بتان ماه سیما افکنند
آتشین لعلی که تاج خسروانرا زیورستاخگری بهر خیال خام پختن در سرست
جهان که مرحله تنگ شاهراه فناستدرو مجوی اقامت که راه شاه و گداست
زهی از شمع رویت چشم مردم گشته نورانیجهان را مردم چشم آمدی از عین انسانی
معلم عشق و پیر عقل شد طفل دبستانشفلک دان بهر تأدیب وی اینک چرخ گردانش