دفتر شعر
۱۴ شعر در این دفتر
چیست نامی بلند همچو سپهرکز حروفش چهار ارکان خاست
اعداد حروف نام آن دلبر چستچون بخش کنی سیصد و شصت است درست
عدد حرف چل چو بشماریجمله اعداد نام دلبر ماست
نام یارم کزو دلم درواستآنکه چون سرو راست قامت خاست
چیست ای شاه گنبد زرینکه در او پنج چیز موجود است
مرغی که به کوه جای گیرد یا دشتنامش به حساب جمله آمد ده و هشت
مرد چون قلب نام خویش اندوختاندر این دور محتشم گردد
حصاری چیست سنگین و مدورشبه رنگ و کمرش الماس پیکر
پنج سی عقد نام یار من استهمه در پنج حرف کرده قرار
دلبری دارم و هر کس که بود همنامشدولتی گردد و از بخت برآید کامش
فرموده اقتراحی صاحب علاءالدینآنکو به کلک کار جهان را دهد نظام
ای داده روزگار درت را به طوع بوسوی کرده کردگار ترا شاه راستین
ایا بلند منش صاحبی که دست قدرز بهر قدر تو بر آسمان زند خرگاه
چیست آن عاشقی به فرهنگیسرگرفته فتاده چون سنگی