دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
عزیز عشقی، دشتی، تو خوب حال مراشناختی و از آن خوبتر خیال مرا
اوایل گل سرخ است و انتهای بهارنشستهام سر سنگی کنار یک دیوار
دو ماه رفته ز پاییز و برگها همه زردفضای شمران، از باد مهرگان، پر گرد
ز مرگ مریم، اینک سه روز بگذشتهسر مزار وی، آن پیرمرد سرگشته:
جناب برزگر! این ایدآل دهقان است:نه ایدآل دروغ فلان و بهمان است!