دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
تا توانی زکس امید مدارزانکه کس لهو را به غم نفروخت
دوستی کن که هر که دوست بوَدهیچکس در جهانْش دشمن نیست
مرگ به زین زندگی، کاین زندگیهر دمی در محنتی میافکند
کوزهٔ دولاب را ماند همیهرکه زیر چرخ دولابی بود
جام زرین فلک سیم پرا کند به صبحجام زرکش به صبوحی زکف سیمبران