دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوی گردانز خود بیگانگی بخشای و با خویش آشنا گردان
الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کنسزاوار عذابم رحمتم بر شرمساری کن
به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارمولی چه چاره که غیر از درت پناه ندارم