دفتر شعر
۹ شعر در این دفتر
خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دستسنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ
الهی ازین ششپر بینظیرعدو را دل افکار و جان خسته باد
گفت فیاض خان والا شانخنجر آن خدیو نیکو نام
مجوش ای فرومایه گر من تو رابه شوخی گل هجو بر سر زدم
عزیزم بهر آزارم نهانیمرس برداشت از کلبی معلم
امیر داد گستر خان عادلدلیر عدل پرور شاهرخ خان
صبح و شامی و ماهرخساریبا دو زلف و دو رخ دو خال آنگاه
زنگیی با دو ترک و دو هندوبیضهای با سه زاغ ای آگاه
تو ای نسیم صباحی که پیک دلشدگانیعلیالصباح روان شو به جستجوی صباحی