دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
الهی به مستان جام شهودبه عقلآفرینان بزم وجود
دوش من مستانه خوابی دیده امدر دل شب آفتابی دیده ام
باد صبا نکهت جان میدهدمژده ز اسرار نهان میدهد
ساقی بزم مجلس آرا شدمی گلگون ز خم بمینا شد
بستهٔ دام رنج و عنایمخستهٔ درد فقر و فنایم