دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
ای ز عشق تو در بلا دل منبه بلا گشته مبتلا دل من
دلم ز بسکه پریشان و بی قرار بودروا بود که بگوئیش زلف یار بود
بار الها صاحب دیوان کند تا کی ستمتا به کی از ظلم اوباشیم در رنج و سقم