دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
هان وفایی چه خفته ای دریابدر طریقت نه کفر شد خور و خواب؟
ساربان! ای مهربان محمل کش، ای چون من هزارباد قربان غباری از غبار این دیار
نمی دانم چرا ای دیده چندین خون فشان هستی؟همانا داغدار هجر یار مهربان هستی
کرم خواندی، ستم راندی، وفا گفتی، جفا کردیتو ای ماه سمن سیما ببین با ما چهها کردی
ندانم با وفاداران جفا کاری چرا کردی؟چه نیکی از جفا دیدی که بر جای وفا کردی؟
سیبا به نزاکت تو نازمگویی نسب از نگار داری