دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
بریز ساقیا مرا، مدام می به ساغراچه می که بر زند به جان، هزار شعله آذرا
ز ماه چهره ساقیا، برافکن این نقاب رابه ماهتاب سیر، ده هماره آفتاب را
المنة لله که به کوی تو مقیممهر دم رسد از حلقه ی زلف تو نسیمم
ای کرببلا مشرق انوار خداییزین بارگهت هم صفت عرش علایی