دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
مدتی بود در سرای وجودچشم من خیره بر لقای وجود
دوشین به شرابخانه اندررفتم بزنم می مقرر
در ازل علم و قدرت یزدانریخت خوش طرح عالم امکان