دفتر شعر
۱۰ شعر در این دفتر
ای که از هستی ترا آثار نیستعاقل از هستیت در انکار نیست
آنکه دارد اختصاصی تاج اواز لیالی لیلة المعراج او
گفت آن بینای ما زاغ البصراین عبارت را به طرزی مختصر
ای جمال بی مثالت در الستعالمی را کرده در خود بت پرست
صاحب بحرالمعارف شرح دادآنکه از حق تربتش پرنور باد
ای شما را سایه پروردی هماآمدم در سایه لطف شما
کرد روزی شمس دین در دید و حالاز «جلال الدین رومی » این سئوال
شبلی آن سرحلقه اهل نیازبد به صف بوحنیفه در نماز
وه چه خوش گفت آن گرفتار جنونجای در صف جماعت کرد چون
ای چو مضطران سر آورده به جیبغیره لا مضطرینا من یجیب