دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
سر زد ز چرخ، باز هلال محرماپر شد جهان، ز ولوله و شور ماتما
تا کی فلک؟ به آل پیمبر جفا کنیظلم و ستم به عترت خیرالوری کنی
ای تشنه لب که کشتهٔ راه خدا توییلب تشنه سر بریده از قفا تویی
فلک تو رحم به اولاد بوتراب نکردیمگر به کرب و بلا ظلم بی حساب نکردی
ای سر اله را تو سرپوش!وی بادهٔ عشق را قدح نوش!