دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
بر درگه او ز گنج و گوهر مطلباز دوست بغیر دوست دیگر مطلب
خواهی که سخن ز جان آگه شنویاسرار نهانی شهنشه شنوی
در راه خدا دو کعبه آمد منزلیک کعبه صورتست و یک کعبه دل
مقصود دل و مراد جانی عشق استسرمایه عمر و زندگانی عشق است
توحید به عرف عارف صاحب سیرتخلیص دل از توجه اوست به غیر
این مرتبه را بلند و پستی نبودخود بینی و خویشتن پرستی نبود
سرمایه طاعت الهی دین استداروی درون پرگناهی دین است
ایکه جویای راه حق شده ایوزخطر در پناه حق شده ای
گرنیکی خویشتن بدل میخواهیور خیر جزای هر عمل می خواهی
ای خدوندان طاق و طمطراقدولت دنیا نمی ارزد بفراق
اینجا چو رسی متاع دل کن به گروهر چیز که رودهد به جانش به گرو