دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
رفتم به خرابات مغان سر بنهممن در قدم پیر مغان سر بنهم
چند در طلب پیر مغان می کوشمتا در کف او جام پیاپی نوشم
چون بخورم باده شوم مست ازونیست شوم باز شوم هست از او
آنچه جان یابد از انفاس خوشت هر نفسیچونکه کس محرم آن نیست نگویم به کسی
در مطبح کاینات تار ابلیس استمستوجب لعن بی شمار ابلیس است