دفتر شعر
۳۳ شعر در این دفتر
بعد بسم االله چنین فرماید اوخلق را یا أیها النَّاس اتَّقُواْ
مال خود ندهید بر بی دانشانکه تعیّش زآن بپا باشد عیان
نوبت آمد تا که از میراث و مالشرح سازیم از نساء و از رجال
حق وصیّت مینماید بر شمااندر اولادها از پی میراث ها
وآن زنان کآیند در فحش از شمااز هوای نفس یعنی بر زنا
زندگانی با زنان بایست نیکزآنکه زن در عیش مرد آمد شریک
مؤمنان از اکل مال یکدگربرحذر باشید کآن دارد خطر
مردها باشند قائم بر نساهم بدینسان عقلها بر نفس ها
وآن کسان که می کنند انفاق مالبر ریاء، نی بر رضای ذوالجلال
هیچ آیا دیدی آنان ای حبیبکز کتاب است آن خسیسان را نصیب
هیچ دیدی آنکه نفس خویش راپاک چون خوانند از رجس و خطا
مؤمنان باشید تابع در قبولاز خدا و از اولوالامر و رسول
داشت از انصار مردی خُرد خیرگفتگو در آب رودی با زبیر
ای گروه مؤمنان آلات حربباز برگیرید بهر قتل و ضرب
مر نکردی هیچ آیا تو نظرسوی ایشان چونکه گفتی از خبر
با تو گویند از تو ما را طاعت استهم در استمرار طاعت منّت است
پس تو را در راه حق با اختیارفرض باشد تا نمایی کارزار
چون تحیّت داده گردید از کسیبر تحیّت های خوب و خوش بسی
قتل مؤمن نیست بر مؤمن روااز تعمّد جز که باشد بر خطا
نیست یکسان قاعدین و جاهدینجز که صاحب رنجها از اهل دین
چون سفر کردید بر روی زمینبر شما نبود گناهی پس یقین
ور کسی جرمی کند بی اشتباهاز صغیره یا کبیره وآن گناه
نی پرستند اهل غفلت در پسندجز زنانی را که غیر فاعلند
بر نیاید کار در نظم و حسابز آرزوهای شما و اهل کتاب