دفتر شعر
۲۰ شعر در این دفتر
از پی تأکید عهد طاعتشابتداء کرد او به نام رحمتش
میته و دم بر شما آمد حراملحم و شحم خوک و اجزایش تمام
مردمان را از تو می باشد سؤالکز مطاعم چیست ایشان را حلال
حق ز اسرائیلیان بگرفت چونعهد بهر جنگ جبّارانِ دون
گفت موسی بر مگردید از طریقبر عقب ها وز فراخی سوی ضیق
می بخوان بر امّت ای فخر بشرزآن دو ابن آدم از بهر خبر
آمد آیت که جزای حاربینبا خدا و با رسول آمد چنین
مرد یا زن هر کسی کو سارق استدستهایش بر بریدن لایق است
این ندانی کز خدا باشد یقینپادشاهی سماوات و زمین
بشنوند از تو سخنها با فروغبر تو تا بندند بهتان و دروغ
وز پی آنها که بودند انبیابر اثرهاشان در آوردیم ما
آمد آیت که کنند آیا طلبحکم دور جاهلیّت را ز رب
غیر از این نبود که اولی بر شمابالتصرف حق بود در هر دو جا
نهی چون نکنند زآن کردارشانعالِم ربّانی و احبارشان
ای پیمبر، ای فرستاده خداامر ما را بر خلایق کن ادا
آمد این آیت که با اهل کتابگو شما را نیست چیزی بر صواب
مؤمنان گفتند ایمان بر خداچیست ما را تا نیاریم از رضا
ای گروه مؤمنان خمر و قماربر شما و أنصَابُ و َ أزلَام است عار
حق نفرمود از بَحیره هیچ چیزناقۀ بشکافته گوش از تمیز
آن زمان که حضرت ربّ العبادگوید ای عیسی ابن مریم کن به یاد