دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
ای مهر سپهر پادشاهیدر ظل تو ماه تا به ماهی
بحمدالله کز الطاف الهیمزین شد دگر اورنگ شاهی
به نال ای دل که دیگر ماتم آمدبگری ای دیده ایام غم آمد
بحمدالله که قیوم تواناقدیم واجب التعظیم دانا
درین گلزار کز تاثیر صحبتمبدل میشود خواری به عزت
حلی بندی که بیجنبیدن دستعروسان را به قدرت حیلهها بست
درین دامگاه عجیب و غریبکه هر صید را بود دامی نصیب
من آن اعرابیم اندر دل برکه آنجا مرغ جان را سوختی پر
ای دل سخن از شه نجف کنمداحی غیر برطرف کن
ای بلند اختر سپهر وجودوی گران گوهر خزانه جود
سخن طی میکنم ناگاه در خوابدر آن بیگه که در جو خفته بود آب
چه گویم نطقم آن قدرت نداردکه اینجا کلک خود در جنبش آرد