دفتر شعر
۱۶ شعر در این دفتر
توبه و انفال آمد در خبرکه بود یک سوره در اصل نظر
ور یکی از مشرکین آرد پناهبر تو بعد از انقضای چار ماه
بت پرستان را نباشد هر کجاهیچ تعمیر مساجد بر سزا
آمد این آیت که بپذیرد یقینحق ز هر کس خواست توبه بعد از این
مر شما را ای گروه مؤمنینچیست چون گویند چاوشان دین
ور اراده می نمودند از رضاتا برون آیند ایشان بر غزا
هم از ایشانند کآزار رسولمی کنند از گفته های بی اصول
ای پیمبر جنگ کن با کافراندر رواج دین به شمشیر و سنان
خواه آمرزش بر این نابخردانیا مخواه آمرزش از بهر بدان
آمدندی هم ز عذر آرندگانبعضی از اعراب گاه امتحان
هم ز اعرابند باز از مؤمنینبر خدا و هم به روز واپسین
آمد آیت که بگیر از مالشانصدقه بر تطهیر جان و حالشان
هر کس آیا کو بنای دین خودهِشت بر تقوی ز حق نزد خرد
تابئون و عابدون و حامدونروزه داران بهر قهر نفس دون
حق نسازد هیچ قومی را تباهبعد از آنکه گشتشان هادی به راه
نیست بر اهل مدینه رایگانوآنچه ز اعرابند گرداگردشان