دفتر شعر
۱۵ شعر در این دفتر
پاکی آن ذات مقدّس را سزاستکه برون از حد و وصف ماسواست
نیکویی گر می کنید آن نیکوییبر نفوس خود کنید از پیروی
هر که یابد ره نباشد غیر از اینکه ز بهر خویش یابد ره یقین
با خدا اندر الوهیّت مگیرمر اِله دیگر از شرک ضمیر
از فقیران ور بگردانی تو روانتظار رزق را از بهر او
برگزید آیا خدای عالمینمر شما را نزد قسمت بالبنین
هم بگفتند آن زمان آیا که مااستخوان گردیم و خاک بی نوا
نیست هیچ آن قریه ای الاّ که مامی کنیم آن را هلاک اعنی فنا
گفت رو هر کس تو را گردد مطیعپس به دوزخ جایتان ب اشد جمیع
ما مکرّم کرده ایم اندر جهانجمله فرزندان آدم را چنان
بود نزدیک از زمینت زآن فسونتا بلغزانند و سازندت برون
گو مرا داخل کن ای پروردگارراست اندر قبر و بر صدقم در آر
هر کجا گردانده ایم از بهر ناسما در این قرآن ز هر نوعی اساس
گو بود کافی شهادت را خدادر میان من، دگر بین شما
پس به اسرائیلیان گفتیم اینکه شما گردید ساکن در زمین