دفتر شعر
۱۱ شعر در این دفتر
بعد بسم االله الرحمن الرحیمکوست باب علم االله العلیم
گفت جبریلش که در پیری تو راهمچنین بدهیم این فرزند ما
کن به قرآن یاد مریم را چو اوگوشه ای بگرفت از یار و عدو
گشت مریم پس رضاء بی فاصلهشد ز نفخ جبرئیلی حامله
ذَلِکَ عِیَسی ابن مَرْیَم قَولَ الْحَقکه به شک باشند اندر وی فرق
کن ز ابراهیم یاد اندر کتاباو نبی ای بود صادق در خطاب
کن به قرآن یاد از موسی که اوهم موحد بود و هم پاک و نکو
آمدند از بعد قوم ذی شرفباز فرزندان سوء ناخلف
گفت ما هرگز نیاییمت فرودتا نیاید امر ربّت در ورود
ای بسا که پیش از ایشان ما تباهکرده ایم از اهل هر قرنی به گاه
اندر آن روزی که جمع آریم زودمتقین را سوی رحمان در ورود