دفتر شعر
۱۵ شعر در این دفتر
آن خداوندی که بخشاینده استرحمتش بر بندگان پاینده است
آمد آیا بر تو از موسی خبرآتشی چو از دور دید او در نظر
چیست ای موسی تو را بر دست راستگفت موسی تکیه گاه من عصاست
قَالَ قَد أوتِیتَ سَؤلَک یا کلیممنّت ما بر تو زین باشد عظیم
أذهَب أنتَ وَأخُوک یا کلیمبا همه آیات ما بی خوف و بیم
گفت آیا آمدی ما را کنوناز زمین سازی به جادویی برون
ساحران گفتند ای موسی به صفافکنی آیا عصا را تو ز کف
گفت فرعون از ره قهر و سخطبر وی آیا بگرویدید از غلط
وحی بر موسی نمودیم از درونکه ببر شب بندگانم را برون
بعد فرعون آن جماعت از کلیمخواستند آداب شرعی مستقیم
گفت هارون پیش از آن کآید کلیمقوم را کاین فتنه ای باشد عظیم
غیر از این نبود شما را او خداستکه به جز او نیست معبودی به راست
ما فرستادیم قرآن را چنینبر زبان تازی از جمع مبین
برگزید او را دگر پروردگاربر قبول توبه اندر آشکار
پس تو کن بر هر چه می گویند صبرتا درآید شمسِ نصرت ها ز ابر