دفتر شعر
۱۷ شعر در این دفتر
سوره است اینکه فرستادیم مافرض هم کردیم احکامش به جا
وآن کسان که بر زنان خویشتنرمی کردند آن جماعت برفتن
آنکه آوردند از سستیِ دینکذبی اندر شأن اُمّ المؤمنین
آن زمان که برگرفتند آن سخنبر زبان و گفتشان بُد بر دهن
باید آنکه صاحبان فضل و حالکه فزونند از حسب وز ملک و مال
مؤمنان در خانه های غیر خوددر نیایید این بسی عیب است و بد
ای محمّد (ص) باز گو با مردمانچشم تا پوشند از نامحرمان
در نکاح آرید آن زنها که نیستشوهر ایشان را و آن بر ایمنی است
حق بود نور سماوات و زمینآفرینش جمله ز او روشن جبین
آن رجالی که نسازد مشتغلقلبشان را شغل های متصل
ز اوست شاهی زمین و آسمانبازگشت جمله بر وی همچنان
از خدا گویند ما فرمان بریموز رسول او که بس نیک اختریم
می خورند ایشان به سوگندی شدیدبر خدا سوگند از بیم و امید
گو بپا دارید ای مردم نمازهم زکات فرض بدهید از نیاز
چون رسند اطفالتان بر احتلاماذن پس باید که خواهند این است عام
نیست بر مرضی و هم بر کور و لنگجرم و نه بر نفس هاشان بی درنگ
غیر از این نبود که آن کو مؤمن استبر خدا و بر رسول او موقن است