دفتر شعر
۱۷ شعر در این دفتر
خواهم امداد از خدای لایموتاز پی تفسیر سورة عنکبوت
بلکه پندارند آنانکه کنندآن بدیها که بود بس ناپسند
امر ما کردیم بر کل بشرنیکی اندر حقّ مادر هم پدر
باشد از مردم کسی که گوید اوبِالله آمَنَّا ولی باشد دورو
بلکه وزر خویش و وزر دیگرانباز بردارند پیدا و نهان
رهاندیم او و یارانش تمامکه بُدند اهل سفینه آن کرام
می ندیدند ایچ آیا که چسانابتداء حق کرد در خلق جهان
گفت قومش را جز این نبود شمابرگرفتید آن بتان غیر از خدا
چون رسولان آمدند از نزد مابر بشارت باز ابراهیم را
سوی مدین هم فرستادیم مامر برادرشان شعیب رهنما
داستان آن کسان که دوستانجز خدا بگرفته اند از این و آن
اتْلُ مَآ أوحِیَ إلَیکَ مِنْ کِتَابدار برپا مر نماز ای ذولباب
تو نبودی آنکه خوانی پیش ازینمر کتابی یا نویسی با یَمین
گو بود کافی به هر وجهی اِلهتا بود بین شما و من گواه
یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُواْارض من واسع بود آرید رو
ور که از آنها بپرسی، که چنینآفریده است این سماوات و زمین
این حیات دنیوی بی خبط و سهونیست نیک ار بنگری جز لعب و لهو