دفتر شعر
۲۱ شعر در این دفتر
بعد بسم االله گشایم باب رادر حقایق سورة احزاب را
نافریده بهر مردی حق دو دلدر درونش بر دو حیث آن مستقل
که نبی اولی بود بر مؤمناناز نفوس مؤمنان در مال و جان
ای گروه مؤمنان آرید یادنعمتی که بر شما حق باز داد
چونکه گفتند آن دو رویان از غرضبودی اندر قلبهاشان چون مرض
گو به ایشان کیست تا دارد نگاهمر شما را ز امر حق اندر پناه
بر گمانشان بَددلانِ مرده عیشاینکه لشکرهای غطفان و قریش
حاصل آنکه مشرکان را بی قتالبازگرداند از مدینه ذوالجلال
ای پیمبر گو تو بر زنهای خویشگر حیات دنیوی خواهند بیش
ای زنان مصطفی(ص) هر که از شماآید او بر فعل زشت و ناروا
یاد آرید ای زنان مصطفٰی(ص)آنچه را که خوانده گردد بر شما
هست مروی چونکه زینب را رسولخواست بهر زید گشت او زین ملول
بر نبی نبود گناهی اندر آنکه ز حق شد فرض مر بر بندگان
اذکرو االله ای گروه مؤمنانذکر بسیار از ره قلب و لسان
ای گروه مؤمنان چون از صلاحمر زنان را آورید اندر نکاح
باز پس داری کنی ترک از نساهر که را خواهی ز تُرْجِی مَن تَشَآء
ای گروه مؤمنان لَاتَدخُلُواْدر سراهای نبی بی اذن او
یافت چون حکم حجاب از حق نزولمی بگفتند آن صحابه با رسول
آن کسانی کز خدا و از رسولمی کنند ایذا ز نقصان عقول
از تو پرسند از قیامت مردماناز تعنّت گو جز این نبود که آن
عرض ما کردیم امانت در مجالبر سماوات و زمین و بر جبال