دفتر شعر
۱۰ شعر در این دفتر
از عطاء و عون ربّ العالمینآمدیم اندر بیان یا و سین
پس بود یک سان بر آنها ای همیمگر دهی یا ندهی ایشان را تو بیم
مکیان را ای محمّد (ص) کن بیاناین مثل کز حالشان باشد نشان
جاء من اقصی المدینة بالعیاننیک مردی که شتابنده بُد آن
هیچ آیا ننگرند از پیش چونما تبه کردیم بسیار از قرون
آیت دیگر که ذریّاتشانحمل ما کردیم در کشتی چنان
باز می گفتند خواهد بود کیوعده تان گر صادقید و نیک پی
عهد آیا من نکردم با شماای بنی آدم به وقت عهدها
مشرکی گفتا محمّد شاعر استآمد آیت کاین سخن ژاژ است و پست
زد برای ما مثل کاین استخوانکه شد اینسان خاک و هم بر باد آن