دفتر شعر
۱۴ شعر در این دفتر
حق آن افرشتگان که بسته صفبهر طاعت در فلک از هر طرف
دو نفر از مشرکین خود پسنددر عرب لاف شجاعت می زدند
پس ملایک را نداء آید به سمعکه کنید اهل ستم را جمله جمع
جز عباد االله مخلص کاین گروهرزق معلوم استشان نیک از وجوه
این نعیم آیا بُد است اندر نزولیا درخت شوم زقوم از حصول
هم به تحقیق آنکه ما را خواند نوحپس نمودیمش اجابت بالوضوح
یاد کن آمد چو ابراهیم خوشرب خود را با دلی خالی ز غش
قصد هجرت کرد زآن شهر و دیارمیروم گفتا سوی پروردگار
هم نداء کردیم ابراهیم راراست کردی خواب خود را در فِدا
موسی و هارون بر آنها منّتیما نهادیم از نشان رحمتی
بود هم الیاس ز افرستادگانجان به راه حکم یزدان داده گان
بود یونس از رسل هم تا چه گشتشرحش اندر سورة یونس گذشت
فکر نکنید ایچ آیا که بودذات حق مستغنی از جفت و ولد
قول ما بگرفته پیشی بالیقینبر عباد مرسلین وآن است این