دفتر شعر
۱۱ شعر در این دفتر
گر نبود خنگ مطلی لگامزد بتوان بر قدم خویش گام
از سمور و حریر بیزارمباز میل قلندری دارم
دلم از قال و قیل گشته ملولای خوشا خرقه و خوشا کشکول
یکدمک با خود آ، ببین چه کسیاز که دوری و با که هم نفسی
دلا تا به کی، از در دوست دوریگرفتار دام سرای غروری؟
ای نسیم صبح، خوشبو میرسیاز کدامین منزل و کو میرسی؟
روح بخشی، ای نسیم صبحدمخود مگر میآیی از ملک عجم
چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سالشدی بر من خسته یکدم حلال
راه مقصد دور و پای سعی لنگوقت همچون خاطر ناشاد تنگ
عادت ما نیست، رنجیدن ز کسور بیازارد، نگوییمش به کس
خدمت مولوی، چه صبح و چه شامکرده اندر کتابخانه مقام