دفتر شعر
۷ شعر در این دفتر
ای مرکز دایرهٔ امکانوی زبدهٔ عالم کون و مکان
زین رنج عظیم، خلاصی جودستی به دعا بردار و بگو
ای باد صبا، به پیام کسیچو به شهر خطاکاران برسی
ای کرده به علم مجازی خوینشنیده ز علم حقیقی بوی
ای مانده ز مقصد اصلی دور!آکنده دماغ، ز باد غرور!
عشاق جمالک احترقوافی بحر صفاتک قد غرقوا
ای داده خلاصهٔ عمر به بادوی گشته به لهو و لعب، دلشاد