دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
مرغیست خدنگ او عجب دیدیمرغی که شکار او همه جانا
نوحهگر کرده زبان چنگِ حزین از غم گلموی بگشاده و بر روی زنان ناخونا
به خط و آن لب و دندانش، بنگرکه همواره مرا دارند در تاب