دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
میگفت به دندان بتم عقد دررمن همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر
تیری و کمانی و یکی نقش نشانهبنگار و بپیوند به سوفار یکی تیر
خَلَق شود ز نشست دراز حلت مردکه گنده گردد چون دیر ماند آب غدیر ...
بیاور آنکه گواهی دهد ز جام که منچهار گوهرم اندر چهار جای مدام
ای ...ر من ای ...ر تو انجیره گذاریسرگین خوری و قی کنی و باک نداری