دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
برده دل من به دست عشق زبون استسخت زبونی که جان و تنش ربون است
چون پند فرومایه سوی جوژه گرایدشاهین ستنبه به تذروان کند آهنگ
اینک رهی به مژگان، راه تو پاک رُفتهنزدیک تو نه مایه، نه نیز هیچ سفته
بهار خرم نزدیک آمد از دوریبه شادکامی نزدیک شو نه مندوری