دفتر شعر
۸ شعر در این دفتر
چون والد کمینه طواف مدینه کردمحرم به حج شدیم و مناسک تمام شد
پدر را پس از فوت دیدم به خوابکه میگفت با من بهشتی شدم
چون که در سال هزار و شصت کرداز سعادت در نجف بختم نزول
سالی که حج به مطلب دل کرده آمدیماز مسجد الحرام سوی مسجد رسول
چون دل احرام طواف بوالحسن از کعبه بستلطف حق شد همره و خضر هدایت پیشرو
قره العینی که احسان کرد دوستهمچو من او هم سگ درگاه اوست
فرزند عزیز من که چون مندر حفظ دوازده امام است
چون از خبر آمدن لشکر روممردم همه دامن از تعیش چیدند