دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
با آن گل خودرو که عیانش نتوان یافتداریم بهاری که خزانش نتوان یافت
لاله ز رخسار تو گل چیده استغنچه به امید تو خندیده است
نهادم به سر تاج فهمیدگیندادم به کس باج فهمیدگی
تا شدهام سرخوش از خیال جمالتدر فرحآباد دل همیشه بهار است