دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیستخوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست
مرد همه جا سر کار بهشخص معطل خجل وخوار به
کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر استهر که قانع شد به خشک و تر شه بحر و بر است
زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شدزهی عهد خوش چون دو پیمان یکی شد
منت ایزد را که شه بر تخت سلطانی نشستدر دماغ سلطنت باد سلیمانی نشست
شکر گویم که به توفیق خداوند جهانبر سر نامه ز توحید نوشتم عنوان