دفتر شعر
۷ شعر در این دفتر
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفاوز هر دو نام ماند چو سیمرغ و کیمیا
نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بنددهر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد
بر ماه روشن از شب تاری علم کشیدوز مشک سوده بر گل سوری رقم کشید
این اشارتها که ظاهر شد ز لطف کردگاروین بشارتها که صادر شد به فتح شهریار
به فر دولت میمون به فضل ایزد داوربه فال فرخ اختر به سعی گنبد اخضر
زهی شاهنشه اعظم زهی فرمانده کشورزهی دارندهٔ عالم زهی بخشندهٔ افسر
ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبلمن شیفته و فتنه بر آن سنبل و آن گل