دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
الا یا غافل افتاده از راهبخواهی مرد غافل وار ناگاه
یکی چندانک در ره ژنده دیدیجز آن کارش نبودی ژنده چیدی
شنودم من که پیری را مقرببه سختی درد دندان خاست یک شب
یکی پرسید از آن مجنون معنیکه کیست این خلق و چیست این کار دنیی
شنودم از یکی صاحبکراماتکه شد روزی جهودی در خرابات