دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
صدری که به صدق، صدر ثقلین او بوددر شرع، نخست، قُرَّة العین او بود
آن پیشروی، که شرع از او نام گرفتدیو از بیمش جهان به یک گام گرفت
ای آن که حیا و حلم، قانون تو بودقرآن ز مقام قرب، مقرون تو بود
صدری که گلِ طارمِ معنی او رُفتدُرِّ صدفِ قُلزمِ تقوی او سفت
ای ماه ز حسن خلق تو یافته بهرپر مشک ز عطرِ خُلق تو جملهٔ دهر
ای گوهر کانِ فضل و دریای علوموز رای تو دُرِّ دُرجِ گردون منظوم