دفتر شعر
۲۳ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
در روی زمین هم نفسی باز نیافت
شمارهٔ ۲
دلخسته برفت و مرهمی دست نداد
شمارهٔ ۳
سر دفترِ هستی عدمی بیش نبود
شمارهٔ ۴
همراه، درین راه درازم کس نیست
شمارهٔ ۵
واحوالِ دلِ ممتحنش برگویم
شمارهٔ ۶
وین واقعه راست با که بتوانم گفت
شمارهٔ ۷
چون خویشتنی ندید بیخویشتنی
شمارهٔ ۸
در دردم و دردِ عشق میجویم من
شمارهٔ ۹
حالِ منِ سرگشته نکو میداند
شمارهٔ ۱۰
وین قصّه که کس نخواند من خوانم و او
شمارهٔ ۱۱
دیوانهٔ یکبارگیم خواهد کرد
شمارهٔ ۱۲
سر رشته ز دست دادهام، چتوان کرد
شمارهٔ ۱۳
در مشغلهٔ مهوّسی میمیرم
شمارهٔ ۱۴
سرگشتهٔ چرخ بیقرار آمدهام
شمارهٔ ۱۵
تا خون دلم ز دیده پالوده نشد
شمارهٔ ۱۶
در ره، چو قلم، به فرق استاده نهای
شمارهٔ ۱۷
نتوان گفتن که حال آن دل چون شد
شمارهٔ ۱۸
دایم تو و من در تو و من ماندهاند
شمارهٔ ۱۹
دل سوختگان را رگ جان بگرفتند
شمارهٔ ۲۰
با مُلک دو کون، عور میباید بود
شمارهٔ ۲۱
با نااهلان، خود چه توانی کردن؟
شمارهٔ ۲۲
صد باغ چو خلدش، به گیاهی نخرم
شمارهٔ ۲۳
بنشست به صدهزار تیمار از من