دفتر شعر
۲۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
حقّا که اگر بنده توانی بودن
شمارهٔ ۲
بیزار بود فقر به صد روی از تو
شمارهٔ ۳
هرگز نرسیدهای به جایی که مپرس
شمارهٔ ۴
نه دل طلب وفای او میگیرد
شمارهٔ ۵
جز تو که کند در دو جهان ماتم تو
شمارهٔ ۶
گو شو که جهان سیاه گردد بیماه
شمارهٔ ۷
کو رخت به گور پاک ناکشته کشید
شمارهٔ ۸
مشتی رگ و استخوان و خون خواهی دید
شمارهٔ ۹
با دوست بهم پردهنشین خواهد بود
شمارهٔ ۱۰
مردانه همی ز خویش و پیوند ببر
شمارهٔ ۱۱
از تفرقه پاک رخت جان کش آنجا
شمارهٔ ۱۲
با سوختگی چو شمع درساخته به
شمارهٔ ۱۳
سر تا سر کار او همه تقصیرست
شمارهٔ ۱۴
در هر نفسی تفرقه پیش آوردن
شمارهٔ ۱۵
بگسل که قبول خلق مشکل کاریست
شمارهٔ ۱۶
مجهولی او مفرّحی معتبر است
شمارهٔ ۱۷
مستطمع هر محال مینتوان شد
شمارهٔ ۱۸
هیچ است ز هرچه حاصلم پیوسته است
شمارهٔ ۱۹
چندین چه گرفتهست خمارت ای دل
شمارهٔ ۲۰
بگشا نظر جمال بین، کار اینست
شمارهٔ ۲۱
رنجی که به تو رسد مرنج و مخروش
شمارهٔ ۲۲
در پیش همی روی و در پیش نیی
شمارهٔ ۲۳
نقد دو جهان جمله مسلّم دارش
شمارهٔ ۲۴
گر سود کنی بسی زیان خواهد بود