دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
سالک همچون موکل بر سریپیش میکائیل شد چون مضطری
کرد حاتم را سؤال آن مرد خامکز کجا آری تو هر روزی طعام
بود اندر عهد موسی کلیمبُرخ اسود بیدلی با دل دو نیم
کاملی گفتهست در راه خدایهست بی حد رنجهای دلربای
در رهی میرفت محمود از پگاهدر میان راه خلقی دید شاه