دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
سالک آمد پیش موسی ناصبورموسم موسی بدید از کوه طور
میرزادی بود بس خورشید چهراز قدم تا فرق چون خورشید مهر
نوح منصور آن شهشنشاه جهانیک پسر داشت ای عجب ماه جهان
گشت مجنون در بیابانی مقیمبود آنگاهی زمستانی عظیم
گفت چون یعقوب بر عزم سفررفت از کنعان برون پیش پسر
یک شبی محمود شاه حق شناساشک می افشاند بر روی ایاس