دفتر شعر
۱۴ شعر در این دفتر
در نسیه آن جهان کجا بندد دلآن را که بنقد اینجهانش تویی؟
نموده تیره و منسوخ با هوا و فضاشصفای چرخ اثیر و صفات باغ ارم
ای قدر توشمس و آسمان ذرهوای رای تو شمع و شمس پروانه
من آن ترازوم اخلاص و دوستی تراکه هیچ گنج نتابد سرزبانه من
از نیل و فرات و دجله جویی زایدپس موج زند که پیل را برباید
آنی که ز دل وفا برانداخته ای،با دشمن من تمام در ساخته ای؛
چون دست بکردم آنچه فرمودی توچون دیده بدیدم آنچه بنمودی تو